فنون مشاوره و راهنمايي با نگرش تربيتي

حسين كريميان
چكيده

فنون مشاوره به وسايل و روش‌هايي اطللاق مي‌‌شود كه به منظور جمع‌آوري اطلاعات و شناخت مراجعان و راهنمايي آنان به كار مي‌‌رود و مشاوران بايستي نسبت به اين فنون و اصول آنها آگاهي كامل داشته باشند. تكنيك‌هاي مشاوره و راهنمايي از وسايل و ابزارهايي است كه مشاور از طريق آن، اطلاعات لازم را پيرامون مشكل مراجع به دست آورده از طريق مختلف، به تجزيه و تحليل آن مي‌‌پردازد. روش‌هاي جمع آوري اطلاعات شامل؛ مشاهده، واقعه نويسي، مقياس درجه بندي رفتار، گروه سنجي،مصاحبه، شرح حال نويسي، واقعه نويسي، آزمون و چك ليست‌ها مي‌باشد. در مقاله حاضربه اين فنون با نگرش ترتيبي پرداز خسته شده.

مقدمه
رسول اكرم ˆمي‌‌فرمايند:« ما يستغني رجل عن مشورة »‌ هيچ‌فردي از مشاوره بي‌نياز نيست. وظيفه و هدف عمده مشاوره و راهنمايي،شناخت مراجع است و شناخت آدمي ‌‌تنها از اين طريق ميسر است كه راهنما، با استفاده از وسايل، فنون، روش‌هاي علمي ‌‌بتواند حالات، رفتار، خصوصيات و كيفيات رواني فرد و در تعليم و تربيت، خصوصيات دانش‌آموز را تشخيص دهد و آن را در قالب عدد و اندازه در‌آورد. به عبارت ديگر، كيفيات رواني را به كميّات و مقادير تبديل كند تا امكان سنجش مقايسه، قضاوت و شناخت امكان پذير شود. فرايند مشاوره و راهنمايي مستلزم كار برد فنون گوناگون مي‌‌باشد تا اطلاعات حاصل از روش‌هاي متفاوت با هم مقايسه و تلفيق گردند و نتايج معتبرتر و اطمينان بخش‌تري به دست آيد. ارزيابي در تعليم و تربيت، مستلزم فعليت‌هايي از قبيل گردآوري اطلاعات با معني و ضروري در مورد دانش‌آموزان از طريق فنون گوناگون، حفظ و نگهداري سوابق، تعبير و تفسير اطلاعات به‌دست آمده براي دانش‌آموزان، اولياء آنان و مسلمانان و بالاخره تشخيص دانش‌آموزاني، كه داراي توانايي‌ها و نياز‌منديهاي خاص مي‌‌باشد است كه در مقاله به اين فنون اشاره شده است

1. پرسش‌نامه
پرسش‌نامه بهترين وسيلة جمع آوري اطلاعات فردي است. ساده‌ترين و عملي ترين وسيله كسب اطلاع پرسش‌نامه است. پرسش‌نامه معمولاً در ابتداي سال تحصيلي در مدارس به دانش‌آموزان داده مي‌‌شود تا آن را تكميل كنند. در پرسش‌نامه اطلاعات خاصي از دانش‌آموزان خواسته مي‌‌شود: نظير مشخصات خود و خانواده سابقه تحصيلي، علايق، نحوه گذراندن اوقات فراغت، تجارب و مهارت‌ها، طرح‌هاي شغلي يا تحصيلي براي آينده. اطلاعات مندرج در پرسش‌نامه كمك بزرگي به شناسايي دانش‌آموزان مي‌‌كند. مثلاًََََ، شغل پدر، تحصيلات والدين، وضعيت مسكن، انواع فعاليت‌ها و سر‌گرمي‌‌ها مي‌‌توانند وضع احتماعي و طبقاتي دانش‌آموز را براي راهنما و مشاور تا حدود زيادي مجسم كند. اطلاعاتي كه از دانش‌آموزان خواسته مي‌‌شود، ممكن است به دو قسمت تقسيم گردد: يكي اطلاعات مدونّ و مرتب، كه شامل سؤال‌هاي مشخص است و ديگري، اطلاعاتي كه داراي سؤال‌هاي مشخص نيست و شاگرد آزاد است آنچه را كه صلاح مي‌‌داند بنويسد. سؤالات مشخص نوع اول را «پرسش‌نامه» مي‌نامند و از اين وسيله، براي راهنماهاي تحصيلي و حرفه‌اي بيشتر استفاده مي‌‌كنند. اما وسيله دومي‌ ‌كه دانش‌آموزان در نوشتن مطالب خويش مقيد نيست، شرح حال نويسي نام دارد. از اين وسيله، غالبآً در مشاوره و در موارد سازگاري‌هاي عاطفي و رواني استفاده مي‌‌شود. در پرسش‌نامه سؤالات مطرح مي‌‌شود و دانش‌آموزان پاسخ خود را در برابر آن مي‌‌نويسد. بديهي است كه براي هر سؤال، هدف خاصي مورد نظر است. سؤالات پرسش‌نامه بايد اين شرايط را دارا باشند: اولاً روشن باشند. ثانياً سن دانش‌آموزان پاسخ‌هاي درست و مشخص دهد.

نكاتي در تهيه و تنظيم پرسش‌نامه
1. موضوع تحقيق بايد مشخص گردد.
2. بايد از متخصصان مربوط استفاده شود و قبل از قطعيت يافتن، مورد آزمايش واقع شود.
3. آزمايش اوّليه روي تعداد محدودي اجرا گردد و افراد مورد آرمايش نظير افرادي باشند كه پرسش‌نامه براي آنها تهيه شده است.
4. بر اساس آزمون اوّليه، بايد سؤالات مناسب انتخاب و يا سؤالات جديدي به پرسش‌نامه اضافه گردد.
5. از استعمال مكرر پرسش‌ها، به هر نحوي خودداري گردد.
6. در طرح سؤال حتي‌الامكان از به كار برادن كلماتي كه بار عاطفي دارند، خودداراي شود.
7. پرسش‌نامه بايد با توضيحات كافي همراه باشد و اطلاعات لازم در مورد چگونگي و حدود سؤالات مطرح باشد.
8. در تهيه آن پرسش‌نامه بايد به هزينه و امكانات اجرايي توجه گردد.
9. تكميل پرسش‌نامه بيش از 30 دقيقه وقت پاسخ دهنده را نگيرد. اگر اين زمان بيشتر شد، امكان پاسخ صحيح كم مي‌‌شود.
10. در حد امكان سؤالات بايد به گونه‌اي طرح شوند كه زمان مشخصي را در برگيرند و از كلماتي مانند غالباً و معمولاً استفاده نشود.
11. سؤالات بايد بي‌طرفانه مطرح و پاسخ معيني را به پاسخ دهنده پيشنهاد يا تلقين نكند.
12. بايد از به كار بردن اسم اشخاص با نفوذ، در سؤالاتي كه نظر افراد را مي‌‌سنجد، خودداري گردد.
13. در سؤالات نبايد از پاسخگو خواسته شود كه از گذشته دور دست گزارش دهد.
14. از طرح سؤالات وسيع و پيچيده بايد پرهيز كرد.
15. پرسش‌ها در حد امكان بايد جنبة عيني داشته باشد.
16 از كار برد پرسش‌هاي مبهم و دو پهلو بايد خودداري كرد.
17. از كاربرد جملات طولاني پرهيز كرد.
18. سؤالات به گونه‌اي مرتب كردد كه هر سؤال پاسخ بعدي را مشخص نسازد.
19. در پرسش‌نامه بايد جاي كافي براي نوشتن پاسخ در نظر گرفته شود.
20. در فرد انگيزه به وجود آورد كه با دقت و صداقت پاسخ دهد.

اشكال مختلف پرسش‌نامه
1.پاسخ باز:‌ در اين نوع پرسش‌نامه سؤالاتي مطرح و از پاسخ‌گو خواسته مي‌‌شود كه پاسخ آنها را بيان نمايد. مثال، اوقات فراغت خود را چگونه مي‌‌گذرانيد؟
2.سؤالات تكميل كردني: در اين پرسش‌نامه عبارت ناتمامي نوشته مي‌‌شود و از پاسخ‌گو خواسته مي‌‌شود تا آن را تكميل كند.
3. سؤالات بسته پاسخ: در بسته پاسخ، پاسخ‌ها را خود پرسش‌گر مي‌‌دهد و پاسخ دهنده يكي از پاسخ‌ها را انتخاب مي‌‌كند.
محدوديت پرسش‌نامه
الف. بعضي خانوادها و يا افراد به علل گوناگون حاضر نيستند مسايل خصوصي يا شخصي خود را مطرح سازند.
ب. در بسياري از موارد از بين اطلاعات جمع آوري شده، تناقضاتي ديده مي‌‌شود و تعبير و تفسير آنها مشكل مي‌‌شود.
ج. اطلاعاتي كه با استفاده از بعضي از فنون ديگر نظير مصاحبه به دست مي‌‌آيد.

2. مشاهده
مشاهده، يكي از ابزاز‌هاي راهنمايي و مشاوره مي‌‌باشد و از مهم‌ترين وسايل جمع‌آوري اطلاعات و شناخت است و از روش‌هاي ارزيابي غير‌تستي به شمار مي‌‌رود. از اين روش مي‌‌توان علايق، خصوصيات شخصيتي و رفتاري شخص را درك و استعدادهاي ويژة او را شناخت. مشاهده پايه و اساس بسياري از روش‌هاي ارزيابي رفتار دانش‌آموزان است. پرسكات هدف‌هاي مشاهده را به شرح زير خلاصه مي‌‌كند:
1. از طريق مشاهده رفتار دانش‌آموزان حقايقي به دست مي‌آيد كه اين حقايق بعضي از فرضيه‌هاي آموزشي را رّد و فرضيه‌هاي ديگر را اثبات مي‌كند. بنابر اين، نسبت به جريان رشد و تكامل فرد بينشي عميق‌تر حاصل مي‌شود.
2. مشاهده علمي‌ترين راه براي آزمايش اعتبار همه فرضيه‌هايي است كه در مورد دانش‌آموزان به دست آمده است.
3. بر اساس مشاهده مي‌‌توان قداماتي را كه براي تسهيل آموزش‌، رشد، تكامل و سازگاري فرد انجام گرفته است، مورد ارزشيابي قرار داد.
4. و بالاخره، از طريق مشاهده مي‌توان تغييراتي را كه در رفتار دانش‌آموزان بر اساس تعليم و راهنمايي حاصل شده است، مورد بررسي قرار داد و معلوم ساخت كه دانش‌آموزان تا چه اندازه به حد اكثر رشد و تكامل خود رسيده است.
انجام مشاهده مستلزم ادراك دقيق و روشن نسبتاً كاملي از رفتار اساسي فرد در يك موقعيت مشخص مي‌باشد. روشن است كه هيچ مشاهده كننده‌اي قادر نيست موقعيت معيني را به طور كامل درك كند. به عبارت ديگر، رفتار دانش‌آموزان و حقايق و عواملي را كه زير بناي رفتار او را تشكيل مي‌‌دهند و يا نگرش‌ها و هيجاناتي را كه با واكنش‌هاي فرد در محيط ارتباط دارد، ادراك نمايد. اما يك مشاهده كننده مجرب مي‌تواند براي نمونه خاصي ار رفتار مفهومي‌ فراهم سازد و از طريق كلمات آن را توصيف كند و سپس، آن مفهموم را روشن ساخته مورد مطالعه قرار دهد. در امر مشاهده توانايي شناخت عواملي كه رفتاري را ايجاد كرده است و توصيف دقيق واكنش فرد در موقغيت معين داراي اهميت خاصي است. رفتار انسان را تا حدي مي‌توان به يك پرده پر‌نقش و نگار، كه داراي پيچيدگي و ابهام است، تشبيه كرد. مشاهده كننده سعي مي‌كند هر اندازه كه ممكن است اين پرده را به روشني ببيند. بديهي است اين امر بدون صرف وقت و كوشش و مجاهده امكان پذير نيست. مشاهده بايد به دفعات منعدد انجام گيرد تا از تركيب حقايقي كه هر بار در مورد رفتار دانش‌آموزان به دست آمده است، تصويري بزرگ‌تر ار رفتار وي حاصل شود. بايد به خاطر داشت كه اين تشبيه چندان به واقعيت نزديك نيست؛‌ زيرا انسان زنده است، رفتارش متغير مي‌باشد و دائماً در حال رشد و تكامل است.

اصول و روشهاي مشاهده
1. مشاهده بايد دقيق انجام پذيرد و از ثبت مشاهدات در حين وقوع اجتناب شود.
2. ثبت مشاهدات در حين وقوع زماني مجاز است كه مشاهده‌گر بدون شركت در فعاليت دانش‌آموزان و دور از چشم او انجام گيرد.
3. هدف از مشاهده بايد از قبل روشن گردد و خصوصيات مورد مشاهده قبلاً تعريف نشود تا نتايج مشاهدات افراد مختف يكسان باشد.
4. در هر زمان فقط رفتار يك فرد مراجع را بايد مورد مشاهده قرار داد.
5. مشاهده به افعات زياد و زمان كوتاه انجام گيرد.
6. بهترين موقع مشاهده زماني است كه فرد به فعاليت‌هاي طبيعي و عادي اشتغال داشته باشد.
7. در مشاهده بايد از تعبير و تفسير ضمني و دخالت دادن عقايد شخصي و تصورات قبلي در مورد فرد پرهيز گردد.
8.. بهتر است افرادي كه رفتارشان غير‌عادي است، مورد مشاهده قرار گيرند.
9. مشاهده طوري باشد كه فرد متوجه امر نشود و گرنه رفتار تصنعي خواهد داشت.
10. مشاهده بهتر است توسط دو يا چند نفر هم زمان و يا به دفعات متعدد و در زمان‌هاي منفاوت انجام گيرد و نتايج آنها با هم مقايسه شود.
11. از گفتگوي با فرد مورد مشاهده در جريان مشاهده خودداري شود.

مشكلات مشاهده
1. معمولاً، گزارش مشاهده به طور عيني انجام نمي‌گيرد. همان لحظه انجام نمي‌شود. عقايد و نظرات شخصي مشاهده كننده در توصيف رفتار مشاهده شونده اثر مي‌گذارد.
2. با انجام يكي يا دو مشاهده و به استناد آن نمي‌توان رفتار فرد را توصيف كرد.
3. ممكن است مشاهده كننده مشاهدات را مطابق انتظارات و تمايلات خود درك و تعبير نمايد و از واقعيت دور گردد در مشاهده بايد از خطاي ‌هاله‌اي دور باشيم.
4. ممكن است مشاهده شونده محل مشاهده را ترك و ادامه مشاهده را غير‌ممكن كند.
5. عدم مهارت در يادداشت برداري به موقع، در تشخيص رفتارهاي مهم.
6. مشاهدات به موقع، انتخاب صحيح مشاهده شونده ممكن است مشكلاتي از امر مشاهده، به خصوص براي مشاوران تازه كار ايجاد نمايد.

تعبير و تفسير رفتارهاي مشاهده شده
منظور از تعبير و تفسير رفتارهاي مشاهده شده، روشن كردن، با معني ساختن، درك روابط بين رفتارهاي گوناگون و توجه به علل و انگيزه‌هاي رفتار و بالاخره، نتيجه‌گيري از آن مي‌باشد. تعبير و تفسير مشاهدات بايد با توجه به اصول و محدوديت‌هاي مشاهده انجام گيرد و رفتارهاي مشاهده شده، بدون تأثير عقايد و نظرات شخصي صورت پذيرد در اين امر، بايد نتايج مشاهدات گوناگون را با اطلاعات ديگري كه درباره مشاهده شونده در دست است، مقايسه كرد و بر اساس مجموعه‌اي از اين اطلاعات و با رعايت احتياط كامل به تعبير و تفسير آن پرداخت.

3. ثبت مشاهدات يا واقعه نويسي
واقعه نويسي؛ به عنوان يك روش ارزيابي رفتار افراد، به ويژه دانش‌آموزان مورد توجه مشاوران و معلمان قرار گرفته است. اساس و پايه واقعه نويسي، مشاهداتي است كه توسط معلم يا مشاور دربارة‌ رفتار دانش‌آموزان به عمل مي‌آيد. واقعه نويسي عبارت است از: توصيفي عيني از رفتار دانش‌آموزان در يك موقعيت خاص محيطي و تفسيري از رفتار، به وسيله مشاهده كننده‌اي كه آن را ثبت كرده است و توصيه‌اي براي انجام عمل آينده مبتني بر آنچه كه واقع شده و تفسير آن در تعريف ديگر آمده است: واقعه نويسي ثبت نمونه‌هايي از رفتار بارز يا واقعه مهمي‌ از زندگي دانش‌آموزان است؛ تصويري كلامي‌از دانش‌آموزان در حين عمل، كوششي براي تهيه تصويري كلامي‌ از دانش‌آموزان در لحظه‌اي است كه واقعه‌اي رخ مي‌دهد و بالاخره، نقل حوادثي است كه دانش‌آموزان در در آن نقشي دارد و خصايص شخصيتي او را آشكار مي‌سازد.
واقعه نويسي داراي خصوصيات زير مي‌باشد:
ـ واقعه نويسي ثبت عيني و واقعي رفتار مشاهده شده است.
ـ واقعه نويسي به صورت خلاصه و دقيق تهيه مي‌شود و در هر زمان فقط توصيف يك واقعه را شامل است.
‌- واقعه نويسي به صورت مداوم و جامع انجام مي‌گيرد.
- و بالاخره، واقعه نويسي توصيف كننده است.

اهداف واقعه نويسي
اهداف واقعه نويسي را مي‌توان به شرح زير خلاصه كرد:
ـ تهيه و جمع آوري اطلاعاتي كه براي تكميل پرونده تحصيلي دانش‌آموزان ضروري است.
ـ جانشين كردن مدارك و شواهد خاص دربارة رفتار فرد به جاي تعميم‌هاي مبهم و كلي از خصايص شخصيتي دانش‌آموزان.
ـ ايجاد انگيزه در معلمان به منظور جمع آوري اطلاعاتي در مورد دانش آموران كه براي سازگاري مطلوب آنان ضروري است.
ـ كمك به شناخت جنبه‌هاي اساسي شخصيت دانش‌آموزان.

تفاوت مشاهده و واقعه نويسي
در مشاهده بايد هر آنچه مشاهده مي‌شود ثبت كرد، ولي در واقعه نويسي واكنش فرد را در يك محيط خاص ثبت مي‌كنيم. در واقعه نويسي، ضمن ثبت موارد، توصيه هم مي‌شود، ولي «‌در مشاهده الزاماً توصيه نمي‌شود‌‌«. هر مشاهده‌اي واقعه نويسي نيست، ولي هر واقعه نويسي مشاهده است. در مشاهده همه اتفاقات را بايد ثبت كرد، ولي در واقعه نويسي ممكن است آن موقعيت خاصي را كه منتظر آن هستيم روي ندهد. ثبت حركات آزاد بچه و بازي وي يك مشاهده است،‌ ولي ثبت واكنش فرد در مقابل عصبانيت فرد، كه ممكن است به زودي پيش نيايد،‌ نوعي واقعه نويسي است. بنابر اين، گزارش از يك محيط خاص محيطي يك نوع واقعه نويسي است. كودكي كه پارك مي‌آيد ثبت حركاتش مشاهده و كشمكش او با مادرش بر سر تاب سواري يا چرخ و فلك سوار شدن (مشاجره) يك نوع واقعه نويسي است. در تمام لحظات شبانه روز واقعه خبري است در خلاف رفتار عادي فرد.

شكل واقعه نويسي
1.توصيف روشني از واقعه و موقعيتي كه واقعه در آن رخ داده است؛
2.تعبير و تقسير واقعه از طرف مشاهده كننده؛
3.توصيه‌هايي به وسيله مشاهده كننده دربارة احتياجات دانش‌آموز و ارايه طرقي كه بدان وسيله معلمان و اولياي مدرسه مي‌توانند به دانش‌آموزان كمك كنند.
4.مشخصات، توصيف واقعه، تعبير و تفسير واقه، توصيه و پيشنهادات، تاريخ، نام و سمت مشاهده كننده.

نكات مورد توجه در واقعه نويسي
1. در واقعه نويسي همواره نبايد جنبه‌هاي منفي و نامطلوب رفتار مورد نظر باشد، از جنبه‌هاي مثبت و مطلوب نيز واقعه نويسي شود.
2. اگر به جاي كل رفتار جنبه خاصي از رفتار( مثل اعتماد به نفس) مدنظر باشد، بايد از فعاليت‌هاي مربوط به آن جنبه واقعه نويسي شود.
3. واقعه نويسي بايد در مورد يك واقعه و يك فرد و در يك زمان انجام گيرد.
4. ذكر وقايع بايستي دقيق و خلاصه باشد.
5. تعبير و تفسير بر اساس چند واقعه صورت گيرد. يعني واقعه، چند بار مورد مشاهده قرار گيرد.
6. در موقع تفسير وقايع،‌ وقايع متعدد ثبت شده بايد مقايسه شود، بايد ديد مسايلي كه ثبت شده يكسان است و همخواني دارد يا خير.
7. واقعه نويسي بايد با كمال واقع بيني و دور از اعمال نظر شخصي تهيه شود.

4. مقياس درجه بندي رفتار
درجه بندي رفتار يكي از فنون راهنمايي است كه براي توصيف بسياري از جنبه‌هاي رفتار فرد، از طريق خود‌ ارزشيابي و يا ارزشيابي توسط مشاهده كنندگان تعليم ديده، به كار مي‌رود. در اين فن، رفتار مشاهده شده مورد قضاوت و ارزيابي قرار مي‌گيرد و موقعيت فرد از نظر رفتار مورد اندازه گيري روي پيوستاري كه در آن درجات مختلف رفتار مشخص شده است، تعيين مي‌گردد. مقياس درجه بندي رفتار معمولاً براي ارزيابي رفتارهايي به كار مي‌رود كه براي آنها وسايل اندازه‌گيري دقيق و عيني تهيه نشده است. اين روش همچنين براي بررسي اعتبار ساير وسايل اندازه‌گيري مورد استفاده قرار مي‌گيرد. معلمان و مشاوران بايد بتوانند فرم‌هاي مختلف مقياس درجه‌بندي رفتار را تهيه و جنبه‌هاي مختلف رفتار دانش‌آموزان را بر مبناي اين مقياس‌ها درجه بندي و نتايج آنها را در شناخت و راهنمايي دانش‌آموزان مورد استفاده قراردهند.
پس، هدف تبديل خصوصيات كيفي به كمي‌است. اين روش بيشتر در مورد خصايصي كه از طريق رفتار‌هاي محسوس كه تشخيص آنجا امكان‌پذير است، مورد استفاده قرار مي‌گيرد و آنچه كه در ذهن مي‌گذرد نيست. پس، پايه درجه بندي مشاهده و واقعه نويسي است.
نكاتي كه در تهيه و كاربرد مقياس درجه بندي بايد رعايت شود:
الف. فعاليتي كه در مقياس درجه بندي منظور مي‌گردد، بايد كاملاً‌ تعريف شود تا براي كليه افرادي كه مي‌خواهند در مورد اين خصايص روي مراجع اظهار نظر نمايند، معنا و مفهوم يكساني داشته باشند.
ب. مقياس درجه بندي معمولاً در مورد خصوصيات رفتاري و ارزيابي شخصيت فرد و در مورد رفتارهاي محسوس به كار مي‌رود.
ج. درجات مقياس درجه بندي بايد تعريف گردد.

خطاهاي احتمالي مقياس درجه بندي
1. ممكن است شخص دچار خطاي‌ هاله‌اي شود. تحت تأثير يكي از خصوصيات فرد ساير خصوصيات را درجه بندي مي‌كند. براي مثال، معلم رياضي در درجه قدرت هر دانش‌آموز، ‌به دليل اينكه رياضي او خوب است، به او درجه خوب در رهبري مي‌دهد.
2. به علت گرايش به حدود وسط، دانش‌آموزان را در درجه متوسط منظور مي‌نمايد. وقتي كه درجه‌بندي كننده نمي‌تواند تشخيص دهد، دانش‌آموز كدام درجه را شامل مي‌شود، روشي كه در دادن نمره او اعمال مي‌شود، نوعي گرايش به حد وسط است.
3. در تعيين درجه به تعريف متوسل مي‌گردد، دقيقاً نمي‌تواند درجه را مشخص كند. اين خطا ناشي از آن است كه، معنا و مفهوم كلمات و خصوصيات در ذهن درجه بندي متفاوت و دگركون است.
4. تعصبات شخصي را دخالت دهند؛ چون شاگرد مسن است، به او امتياز بيشتري مي‌دهيم.

تعبير، و تفسير و نتيجه گيري از مقياس درجه بندي
اساس مقياس درجه بندي مشاهده است. از اين رو، اگر مشاهده با اصول صحيح انجام نگيرد و براي تنظيم مقياس درجه بندي وقت كافي صرف نشده باشد و اصول مربوط رعايت نشود، نتايج حاصله نادرست خواهد بود. علاوه بر اين، در مقياس درجه‌بندي اگر نظرات تمام يا اكثريت اظهارنظر كنندگان تقريباً يكسان باشد، نتيجه حاصل قابل اطمينان خواهد بود و اگر نظرات پراكندگي وجود داشته باشد، نتايج قابل اعتماد نخواهد بود و بايد ار فنون ديگري استفاده شود.

5. گروه سنجي
گروه سنجي روشي است براي اندازه‌گيري ارتباط‌هاي گروهي، پذيرش و يا عدم پذيرش افراد از سوي ساير اعضاي گروه بر اساس ملاك بيان شده. از گروه سنجي مي‌توان علاوه بر اندازه‌گيري روابط اجتماعي افراد، براي تشكيل گروه‌هاي متجانس‌تر براي نيل به هدف‌هاي خاص نيز استفاده كرد. هدف گروه سنجي، اندازه‌گيري ارزش اجتماعي، يا ارزش شخصي فرد بر اساس نظرات و نگرش‌هاي ساير افراد گروه مي‌باشد. به عبارت ديگر، مي‌توان گفت: با اين روش مي‌توان سازش جمعي و يا پذيرش گروهي آشكار افراد را اندازه‌گيري نمود؛ زيرا پذيرش فرد از اين طريق با ملاك گروه سنجي ارتباط كاملي دارد. بنابراين، نمي‌توان فرض كرد كه با اين روش ميزان محبوبيت يا مقبوليت فرد از سوي ديگران اندازه‌گيري مي‌شود. گروه سنجي را مي‌توان به عنوان وسيله‌اي براي كشف و تجزيه و تحليل الگوهاي دوستي و رفاقت بين اعضاي يك گروه نيز تعريف كرد. بايد گفت: ميزان پذيرش فرد از سوي ساير افراد گروه با سلامت رواني وي، درجه‌بندي رفتار او از سوي معلم و پيشرفت تحصيلي‌اش رابطه زيادي دارد. ممكن است از روي نتيجة گروه سنجي، دانش‌آموزاني را كه احتمالاً ترك تحصيل خواهند كرد پيش بيني نمود.
شرايط لازم در گروه سنجي
1. بايد افراد گروه مدتي با هم معاشرت كرده، كاملاً يكديگر را بشناسند.
2. بايد ملاك يا سوال گروه سنجي براي دانش آموران با معني باشد.
3. بايد مجري گروه سنجي از نتايج آن استفاده نمايد.
4. بايد براي انتخاب در گروه محدوديتي فراهم كرد. نمي‌توان گفت كه فقط به همين افراد رأي دهيد.
5. بايد به دانش‌آموزان اطمينان داده شود كه نتايج گروه سنجي محرمانه باقي مي‌ماند.

تعريف برخي واژگان گروه سنجي
1. ملاك يا سؤال گروه سنجي: ملاك گروه سنجي، هدف انتخاب را در يك گروهي نشان مي‌دهد.
2. گروه نگار، نموداري است كه ساختمان (ساختار) اجتماعي و موقعيت گروهي را نشان مي‌دهد.
3. آزمون گروه سنجي: وسيله‌اي است براي ارزيابي ساختار گروهي.
4. ستاره: به فردي كه بيش از ديگران رأي بياورد، ستاره گروه گفته مي‌شود.
5. منفرد: كسي است كه از سوي هيچ يك از افراد گروه انتخاب نشده باشد (اصلاً رأي نياورده باشد.)
6. فراموش شده: فردي است كه تعداد كمي‌ او را انتخاب كرده‌اند( يك يا دو رأي آورده است.)
7. طرد شده: فردي است كه در گروه سنجي آراي منفي آورده است(رأي منفي زماني داده مي‌شود كه از افراد بخواهيم نام كساني را كه حاضر به همكاري با آنها نمي‌باشند، ذكر نمايند.)‌
8. انتخاب متقابل: وضعيتي است كه دو نفر همديگر را انتخاب كنند، اين حالت را با علامت فلش دو سر نشان مي‌دهند.

روش اجراي گروه سنجي
در اين روش، پس از بيان هدف و نوع فعاليت مورد نظر، پيشنهاد مي‌شود كه هر فردي اسامي‌ سه نفر از اعضاي گروه را‌، كه بيشتر مايل است با آنها كار كند يا ارتباط داشته، به ترتيب اولويت روي يك برگ كاغذ نوشته و نام خود را نيز در زير ورقه اضافه كند. سپس، اوراق را جمع‌آوري كرده، نتايج را استخراج و به رسم گروه نگار مي‌پردازد. براي مثال، مي‌توان ملاك را انتخاب نماينده كلاس در نظر گرفت.

روش‌هاي تهيه گروه نگار
گروه نگار به دو صورت تهيه مي‌شود:
1. گروه نگار دايره‌اي: در اين روش، دايره‌اي به تعداد افراد، دايره‌هايي روي صفحه كاغذ كشيده و داخل هر دايره، اسم يك فرد را مي‌نويسيم. سپس، با رسم پيكان‌هايي از هر دايره به دواير ديگر، انتخاب‌هاي هر فرد را مشخص مي‌كنيم. جهت پيكان‌ها نشان مي‌دهد كه، هر فرد چه كساني را انتخاب كرده و به وسيله چه كسي يا چه كساني انتخاب شده است. علاوه بر اين، مرتبه انتخاب را با گذاشتن اعداد 1، 2، 3 در انتهاي هر پيكان مشخص مي‌نماييم.
2. گروه نگار جدولي: اگر تعداد افراد بيش از 15 نفر باشد، بهتر است از گروه نگار جدولي استفاده شود. براي اين كار، يك جدول نظر سنجي رسم مي‌كنيم. اسم افراد را به ترتيب در ستون افقي و در ستون عمودي مي‌نويسيم. مقابل هر فرد را به سه قسمت تقسيم مي‌كنيم. سپس، انتخاب‌هاي دانش آموراني را كه اسم آنها را در مقابل ستون‌هاي اقثي قرار گرفته‌اند و انتخاب كننده مي‌باشند با زدن علامت در خانه مربوط مشخص مي‌كنيم. پس از تكميل جدول، تعداد انتخاب شدن هر فرد را در انتخاب اول، دوم و سوم محاسبه كرده و زير ستون اختصاصي هر فرد مي‌نويسيم. بالاخره، انتخاب اول را ضريب3، انتخاب دوم را ضريب 2و انتخاب سوم را ضريب 1مي‌دهيم. ارقام به دست آمده را در انتهاي جمع زده و ضريب مي‌دهيم. ارقام به دست آمده زير ستون هر فرد را جمع زده و عدد حاصل را ميان امتياز آن فرد منظور كرده و زير ستون مربوط ثبت مي‌كنيم.

6.مصاحبه
امام صادق †:تمام تلاش فرد را در راهنمايي و هدايت مراجعه كنندگان به خود به كار گيرد. يكي از مهم‌ترين فنون راهنمايي و مشاوره مصاحبه است. مصاحبه رابطه حضوري مشاور و مراجع است كه براي نيل به هدفي معين انجام مي‌گيرد. مصاحبه معمولاً بين دو نفرو گاه نيز شركت تعداد زيادي از افراد صورت مي‌پذيرد. فرق مهم مكالمات روزمره و صحبت‌هاي معمولي و دوستانه با مصاحبه اين است كه، مصاحبه داراي هدفي است و حال آن، ممكن است كه در مكالمات معمولي هدفي خاص و نظمي‌معين موجود نباشد.
مصاحبه داراي چند شرط است: شرط اول اين است كه، طرفين مصاحبه در جلسه‌اي با هم روبه‌رو شوند. بنابراين، جلسه‌اي را كه در آن شخصي براي ديگران سخنراني مي‌كند، نمي‌توان موقعيت مصاحبه‌اي دانست. شرط دوم اينكه، به منظور نيل به هدف معيني انجام گيرد. بنابراين، صحبت معمولي دو نفر دوست را نمي‌توان مصاحبه ناميد. و بالاخره اينكه، بين طرفين مصاحبه وجود دارد. به عبارت ديگر، در مصاحبه هر يك از طرفين مصاحبه در ديگري تأثير مي‌گذارد و متقابلاً از وي تأثير مي‌پذيرد.
انواع مصاحبه
امام صادق†: «واجهد را يك اهم اذا استشاروك» تمام تلاش خود را در راهنمايي و هدايت مراجعه كنندگان به خود به كار گير».
از نظر هدف، مصاحبه را به مصاحبه تحقيقي و محاصبه درماني و مشاوره‌اي تقسيم مي‌كنند.
الف. مصاحبه تحقيقي
مصاحبه تحقيقي در امور پژوهشي به منظور كشف حقايق و بررسي امور مختلف براي نيل به هدف‌هاي خاص انجام مي‌گيرد. مصاحبه تحقيقي بر حسب آنكه، براي چه منظوري به كار مي‌رود اين مصاحبه، انواع مختلف دارد كه عبارتند از:
1. مصاحبه اطلاعاتي
اين نوع مصاحبه صرفاً به منظور جمع‌آوري اطلاعات در مورد مراجع، دادن اطلاعات و يا امود ديگر انجام مي‌گيرد.
2. مصاحبه حقيقت‌يابي
اين نوع مصاحبه به منظور روشن كردن نكات مبهم اطلاعاتي كه قبلاً در مورد مراجع از روش‌هاي ديگر جمع‌آوري شده است و نيز تكميل و تحكيم اطلاعات به كار مي‌رود.
3. مصاحبه عقيده‌اي
مصاحبه عقيده‌اي قدري مشكل‌تر است و هدف آن،‌ وقوف بر عقايد مراجع و نگرش وي نسبت به مسايل مختلف مي‌باشد.
4. مصاحبه استخدامي
مصاحبه استخدامي‌به منظور كسب آگاهي از تجارب، علايق، شخصيت و توانايي‌هاي داوطلب شغل و يا رشته تحصيلي ميزان شايستگي وي در احراز حرفه و يا موفقيت در رشته تحصيلي مورد نظر به كار مي‌رود. هر يك از انواع مصاحبه‌هاي تحقيقي از نظر روش به سه نوع تقسيم مي‌شود:
1.مصاحبه آزاد
در اين روش، مصاحبه كننده و مصاحبه شونده در انجام مصاحبه هيچ نوع محدوديتي ندارند. مصاحبه كننده مي‌تواند پرسش‌هاي خود را به هر نحو كه بخواهد مطرح كند و مصاحبه شونده نيز در پاسخ‌گويي به پرسش‌ها، آزادي كامل دارد و هر طور بخواهد افكار خود را بيان مي‌كند.
2. مصاحبه محدود
در اين نوع مصاحبه، مصاحبه كننده سؤ‌الات مشخصي را كه از پيش آماده شده است به ترتيب معين مطرح مي‌كند و مصاحبه شونده بايد فقط در زمينه‌هايي كه از وي سؤال مي‌شود به آن پاسخ دهد. در اين روش، طرفين مصاحبه محدوديت كامل دارند. به اين معنا كه، مصاحبه كننده نمي‌تواند از نظم و ترتيب پرسش‌ها عدول كند و حتي نبايد كلمات و عبارات پرسش را نيز تغيير دهد. مصاحبه شونده نيز موظف است به همان پرسش‌ها به طور دقيق و مختصر پاسخ گويد.
3. مصاحبه نيمه آزاد
در مصاحبه نيمه آزاد طرفين مصاحبه در عين حال كه، آزادي كامل ندارد، محدوديت كاملي نيز احساس نمي‌كنند. به اين معنا كه، مصاحبه كننده ضمن پيروي از الگوي مشخص در طرح موضوعات، مي‌تواند سؤالات خود را به شرطي كه از موضوعات پيش‌بيني شده تجاوز نكند، به هر ترتيب و يا با هر نوع عبارات و كلماتي كه لازم بداند مطرح سازد. مصاحبه شونده نيز در پاسخ‌گويي به پرسش‌ها، هر چند از آزادي كامل برخوردار نيست، ولي مي‌تواند تا حدودي به بيان مطالب مورد نظر خود بپردازد.

ب. مصاحبه مشاوره‌اي و درماني
امام باقر†: « من لا يستشر يندم‌ « كسي كه در كارها مشورت نمي‌كند پيشيمان مي‌شود.
مصاحبه مشاوره‌اي و مصاحبه درماني به منظور كمك به مراجع براي حل مسايل و مشكلات وي انجام مي‌گيرد بسياري از متخصصان از جمله راجرز و پاترسون عقيده دارند كه بين مصاحبه مشاوره‌اي و مصاحبه درماني اختلافي وجود ندارد. بر عكس، گروهي ديگر بين اين دو نوع مصاحبه تفاوت قائلند. اين گروه مي‌گويند: مصاحبه درماني، كه يكي از فنون روان درماني است، به موارد غير‌عادي و به ناسازگاري‌ها و درگيري‌هاي عميق‌تر شخصيتي توجه دارد. در حالي‌كه، موضوع مصاحبه مشاوره‌اي بيشتر مسائل كم عمق شخصيتي و غالباً موارد عادي مي‌باشد. اما مسئله مهم آن است كه: چگونه مي‌توان حد عادي و غير‌عادي بودن رفتار را معين كرد. رفتار طبيعي و غير‌‌طبيعي در امتداد يك خط مستقيم قرار دارند كه به سادگي تميز اين دو از يكديگر امكان پذير نيست.
كساني كه بين مصاحبه مشاوره‌اي و مصاحبه درماني تفاوت قائلند معتقدند كه مصاحبه مشاوره‌اي از جمله خدماتي است كه، در مدازس و سازمان‌هاي اجتماعي انجام مي‌گيرد. ولي روان درماني معمولاً سروكارش با امور رواني است و غالباً در بيمارستان‌ها به مرحله عمل گذاشته مي‌شود.اما بايد دانست كه، جدا كردن اين دو از يكديگر كاري دشوار است؛‌ زيرا در خدمات مشاوره‌اي ضمن اينكه مشاوران با مسايل تحصيلي و حرفه‌اي دانش‌آموزان سر و كار دارند، به روان درماني نيز مي‌پردازند.
مصاحبه مشاوره‌اي سه نوع است: روش مستقيم، روش غير مستقيم و روش انتخابي.

نكات مهم در انجام مصاحبه
در انجام مصاحبه مشاوره‌اي نكاتي را بايد رعايت كرد. برخي از اين نكات عبارتنداز:
الفـ ـ ايجاد رابطه حسنه
منظور وضعيتي است كه در آن تفاهيم، احترام و علاقه طرفين مصاحبه به يكديگر لحاظ گردد. در اولين برخورد، مراجع و مشاور لازم است قسمتي از .وقت مصاحبه به منظور ايجاد آرامش،‌ اطمينان و امنيت خاطر مراجع صرف شود. چگونگي اتاق مصاحبه، نحوة برخورد مشاور با مراجع از جمله عوامل مهمي است كه به ايجاد رابطه حسنه كمك شاياني مي‌كند. شرط موفقيت در نيل به هدف‌هاي مصاحبه، ايجاد رابطة حسنه مي‌باشد كه معمولاً از طريق تعارفات معمولي، سالام و احوال‌پرسي، يا دست دادن و طرح مسائل مورد علاقه دانش‌آموزان انجام مي‌گيرد.
ب. گوش دادن
گوش دادن يكي از مهم‌ترين و مؤثر‌ترين فن مصاحبه است. مشاور بايد در جلسة مصاحبه شرايطي را ايجاد كند كه مراجع به صحبت كردن نقش مشاور بيشتر گوش‌دادن به گفته‌هاي مراجع است. به عبارت ديگر، مشاور سعي مي‌كند هر چه كمتر بگويد و هر چه بيشتر از مراجع بشنود. بنا بر اين، مشاور بايد از قطع كلام مراجع پرهيز كند. گوش دادن و توجه به گفته‌هاي مراجع، نوعي پاداش رواني است كه مداجع را به شوق مي‌آورد و او را به بيان افكار و احساسات خود وامي‌دارد.
ج. انعكاس افكار و احساسات مراجع
منظور از انعكاس احساسات و افكار مراجع آن است كه، مشاور نگرش‌ها و حالات عاطفي مراجع را درك مي‌كند و اين حالات در قالب كلمات براي‌ او بيان مي‌شود.
مشاور در اين مورد نقش آينه‌اي را بازي مي‌كند كه براي كمك به خودشناسي مراجع، افكار و احساسات خود را به وي منعكس مي‌سازد. در اين انعكاس، از كلمات و جملات مراجع استفاده مي‌كند. در اين مورد، نه تنها مشاور مراجع را در شناخت خود كمك مي‌كند، بلكه هم چنين به او مي‌فهماند كه احساسات و افكار او را درك مي‌كند.
د. مشاهده
در جلسه مصاحبه، مشاور بايد به واكنش‌ها، حالات چهره و قيافه و حركات بدني مراجع توجه نمايد؛ زيرا بسياري از واكنش‌هاي غير‌كلامي‌مراجع از قبيل،‌ لرزش صدا، لرزش اندام، پريدگي رنگ چهره و وضع نگاه و غيره ممكن است نشانه‌هايي از حالات عاطفي و هيجاني مراجع باشد كه بايد مشاور آنها را مورد مشاهده و مطالعه قرار دهد.
ه. سكوت
گاهي مراجع در جلسه مصاحبه سكوت مي‌كند. در اين مورد مشاور مي‌توان از روش‌هاي زير استفاده كند: يكي از اين روش‌ها، سكوت مشاور است؛ زيرا ممكن است مراجع مجدداً شروع به صحبت نمايد. اما اگر سكوت مشاور مراجع را به سخن نياورد، مشاور مي‌تواند بعضي اشارات كوتاه مانند« آهان، ‌هان، بله » را همراه حركات مناسب بدني به كار برد و يا آخرين كلمات مراجع را تكرار كند و گاه نيز مي‌تواند به اين تكرار سؤالي بيفزايد و بالاخره، گفته‌هاي قبلي مراجع را براي او خلاصه كند.
و. ختم مصاحبه
مصاحبه بايد به شيوه‌اي انجام گيرد كه مراجع در پايان جلسه مصاحبه، از نتيجه مصاحبه رضايت داشته باشد. اين وضعيت براي ادامه مصاحبه‌هاي بعدي كاملاً ضروري است. مشاور براي ختم جلسه مصاحبه مي‌تواند اقدامات زير را انجام دهد:
يكي از اين اقدامات مشاور، جلب توجه فرد به محدوديت وقت است. در صورتي كه تشخيص دهد كه انجام مصاحبه‌هاي بعدي لازم است، مي‌تواند از مراجع سؤال كند: « چه وقت ميل داريد كه براي ارامه مصاحبه كنيد؟»
خلاصه كردن مصاحبه به وسيله مشاور يكي ديگر از راه‌هاي ختم مصاحبه است. گاه نيز مي‌توان از مراجع خواست كه او جريان مصاحبه را خلاصه كند. يكي ديگر از روش‌هاي ختم مصاحبه، تغيير تدريجي موضوع مورد بحث، به موضوعاتي است كه صحبت كردن درباره آن چندان به طول نمي‌انجامد و يا بر گرداندن صحبت به يكي از موضوعاتي است كه قبلاً مورد بحث قرار گرفته است. مشاور در پايان مصاحبه، مراجع را تا نزديك درب اتاق همراهي مي‌نمايد و به گرمي با او خداحافظي مي‌كند.

7. شرح حال نويسي
شرح حال نويسي، يكي از فنوني است كه مي‌تواند ما را در مطالعه زندگي و شناخت بهتر فرد كمك كند. شرح حال نويسي، به عنوان يكي از وسايل شناخت، نه تنها رفتار فرد را روشن مي‌سازد بلكه نگرش‌ها، احساسات و حالات عاطفي وي را نيز كه دروراي اين رفتار‌ها است، براي ما معلوم مي‌دارد. شرح حال نويسي، بديهي است در تعبير و تفسير شرح‌حال نويسي، بايد دقت و احتياط كامل به عمل آورد؛ زيرا تفسير آن مستلزم داشتن تجربه و دانش كافي از فنون روان شناسي كلينيكي مي‌باشد. به نظر برخي از متخصصان دو نوع شرح حال‌نويسي وجود دارد:
الف. شرح حال نويسي سازمان يافته، كنترل شده؛ ب. شرح حال نويسي آزاد. بايد دانست شرح حال نويسي آزاد از نظر هدف‌هاي مشاوره اهميت بيشتري دارد؛ زيرا بسياري از جنبه‌هاي پنهان شخصيت آدم ‌را كه ممكن است به وسيله هيچ يك از روش‌هاي ديگر مسير نباشد، آشكار مي‌سازد. شرح حال نويسي آزاد گزارشي است كه، مراجع دربارة زندگي خود مي‌نويسد. نوشته‌اي است آزاد كه مراجع در آن به هيچ پرسشي پاسخ نمي‌دهد و اين نوشته،‌ مقيد به موضوع خاص و تعيين شده‌اي نمي‌باشد، بلكه انتخاب مطلب صرفاً به عهده خود مرجع است كه آنچه را كه در زندگي وي مهم بوده است، تشريح مي‌كند.
شرح حال نويسي كنترل شده براساس يك موضوع و يا يك سؤال و گاه از روي طرح معيني نوشته مي‌شود. اين نوع شرح حال نويسي، در مورد مراجع كه در آنها استعداد كلامي قوي نباشد، مفيد است. حتي اگر به صورت فرمي با پاسخ‌هاي كوتاه تهيه شود، باز هم اطلاعات مفيدي در اختيار مشاور مي‌گذارد.
بسياري از محققان بر اين عقيده‌اند كه هرگاه معلماه از دانش‌آموزان بخواهند به عنوان موضوع انشاء شرح حال نويسي كننده، اين امر موجب مي‌شود كه دانش‌آموزان بيشتر به جمله پردازي و رعايت نكات دستوري بپردازند و حتي ممكن است مطالب دور از واقعيت بنويسند. در اين صودت، اعتبار شرح حال نويسي كاهش مي‌يابد. به طور كلي، شرح حال نويسي معلمان و مشاوران را كمك مي‌كند كه از احساسات، اميدها، آرزوها و ساير تجارب زندگي دانش‌آموزان اطلاعات با ارزشي كسب نمايد.
چنان كه ذكر شد، شرح حال نويسي كنترل شده داراي موضوع و طرحي مشخص است. مثلاً از مراجع مي‌خواهند به سؤالاتي در زمينه مسايل خانوادگي، روابط با ديگران، علايق خود، اموري كه دوست دارد و يا دوس ندارد، آرزوها و نقشه‌هاي آيندة خود،‌ مردمان مهمي كه در زندگي او مؤثر بوده‌اند، پاسخ دهد و يا مطالبي در اين زمينه‌ها بنويسد. موضوعات مربوط به شرح حال نويسي كنترل شده بايد درباره گذشته، حال و آينده دانش‌آموز باشد

نمونه‌هايي از شرح‌حال نويسي
الف. مربوط به گذشته

ـ يكي از خاطرات دوره دبستان خود را، كه در شما تأثير زيادي گذاشته است، شرح دهيد.
ـ‌ بهترين كساني را كه در گذشته شما وجود داشته‌اند، توصيف كنيد.
ـ دروس مورد علاقه، سرگرمي‌ها و علايق اصلي خود را در دوره تحصيلات دبستاني بنويسيد.
ب. درباره حال
ـ روزهاي تعطيل خود را چگونه مي‌گذرانيد؟
ـ چه نوع فيلم‌ها و مجلات را بيشتر دوست داريد و چرا؟
ـ بيشتر مايليد مانند كدام‌يك از اعضاي فاميل و يا دوستانتان باشيد،‌چرا؟
ج. درباره آينده
ـ پس از دوزه راهنمايي تحصيلي چه هدف‌هايي را دنبال مي‌كنيد‌؟
ـ پس از تمام تحصيل، مايليد چه شغلي را انتخاب نماييد، چرا؟
عوامل زير استفاده از شرح حال نويسي را محدود مي‌كند:
ـ عدم تمايل دانش‌آموزان به آشكار ساختن مسائل و امور زندگي خود؛‌
ـ‌ محدوديت بينش و ادراكي كه دانش‌آموزان درباره خود دارد،‌ عدم توانايي او در درك و فهم عنوان يا موضوع شرح حال نويسي،؛
ـ و بالاخره نارسايي وي در نوشتن و بيان مطلب؛‌

نكات مورد توجه در شرح حال نويسي
ـ بايد به مراجع اطمينان داده شود كه شرح حال نويسي صرفاً به منظور هدف‌هاي مشاوره مي‌باشد و محفوظ و محرمانه مي‌ماند.
ـ‌ بدون علت‌، نبايد از مراجع شرح حال نويسي خواسته شود. بايد دليل موجهي براي اين موضوع وجود داشته باشد. نبايد شرح حال نويسي به عنوان موضوع انشاء داده شود.
ـ بايد موقعيتي فراهم گردد كه انگيزه و محركي براي نوشتن شرح حال نويسي در مراجع ايجاد شود.
ـ معلم و مشاور بايد از هر دو نوع شرح حال نويسي استفاده كنند. اما در مورد شرح حال نويسي آزاد تأكيد بيشتري داشته باشند.

نكات مورد توجه در تعبير و تفسير
1. به نوشته‌هاي فرد كه داراي بار عاطفي خالي است بايد توجه شود( نظير عشق، محبت، نفرت و )
2. اگر فردي با توجه به سوابقش، وقايع مهم زندگي خود را در شرح حال نويسي از قلم بياندازد، ‌بايد براي كشف علت از ساير فنون استفاده شود.
3. طفره رفتن يا سطحي نوشتن شرح حال، نشان مي‌دهد كه مراجع مطالبي را پنهان مي‌كند. اين مسئله در تعبير و تفسير بايد مورد توجه قرار گيرد.
4. هر نوع تغييري در طرح موضوع و يا انداختن يك فاصله زماني در شرح حال آزاد،‌ از اموري هست كه شايان توجه است.
5. وضع ظاهر، نظافت كاغذ، بي‌دقتي‌ها،‌ اغلاط ناآگاهانه، تمرين موضوعات و نظاير آن بايد مورد نظر قرار گيرد.

8.تست( آزمون )
يكي از فنوني كه در داهنمايي و مشاوده براي كشف استعدادها، تشخيص و سنجش خصايص مختلف رواني مانند هوش، رغبت، شخصيت، معلومات، مهارت و نظاير آنها فراوان به كار مي‌رود، آزمون‌ يا تست نام دارد. آزمون به معني آزمايش و امتحان است كه امروزه جنبة بين‌المللي يافته و تقريباً در همه كشورهايي كه با اين فن آشنايي دارند و يا از آن استفاده مي‌كند، به همين نام خوانده مي‌شود. در كشور ما كلماتي نظير «‌ آزمون » و« آزما » و « سنجش» به جاي كلمه « تست » به كار رفته است. مثلاً گفته‌اند: « آزمون معلومات عمومي‌«، ‌« هوش آزما » ‌و «‌رغبت سنج‌«.
تعريف آزمون
آزمون وسيلة عيني و استاندارد يا محاسبه شده‌اي است براي اندازه گيري نمونه‌اي از حالات و رفتار معين فرد. اين جمله در ابتدا مبهم و پيچيده به نظر مي‌رسد. از اين‌رو، تصور مي‌شود تجزيه و تفسير آن به درك مقصود ياري كند. غرض از« عيني بودن‌ « آن است كه وسيله سنجش قطعي باشد. در هر حال،‌ حاصل اندازه گيري آن تابع نظر شخص و طرز قضاوت او قرار نگيرد. مثلاً، اگر با يك خط‌كش چوبي و يا فلزي بخواهيم طول خطي را اندازه بگيريم، هر بار كه خط را دقيقاً با خط‌كش اندازه گيري كنيم،‌ نتيجه يكسان خوهد بود. ولي اگر خط‌كش ما قابل انعطاف باشد، اندازه گيري ما از همان خط ممكن است نتايج مختلفي داشته باشد. پس خط‌كش اولي، وسيلة عيني و قطعي براي اندازه گيري است كه تابع اراده و نظر شخص نيست،‌ ولي خط‌كش دومي اين خاصيت را ندارد.
آزمون« محاسبه شده » يا استاندارد آن است كه قبلاً در بوتة تجربيات و محاسبات لازم گداخته شده و شرايط و خصوصياتي را دارا باشد. اين خصوصيات را دارا باشد. اين خصوصيات عبارتند‌از: روايي‌ ـ اعتبار ـ نرم. از آنجايي كه، آدمي داراي استعداد‌هاي گوناگون، خصوصيات، معلومات،‌ و رغبت‌ها و علايق مختلفي است كه با هيچ وسيله‌اي نمي‌توان يك‌جا و يك‌باره و يا به نحو كامل يك يا همه آنها را اندازه گيري كرد، ناچار آزمون« نمونه‌اي »‌ از حالات و رفتار معين فرد را اندازه مي‌گيرد. براي اندازه گيري همة حالات و رفتار شخص، بايد آزمون‌ها، سؤال‌ها و معيار‌هاي مختلف و متنوع تهيه كرد و با فنون و روش‌هاي ديگر سنجيد و تكميل نمود تا ارزش رفتار معين فرد معلوم گردد و موجب كشف تمايز و تفاوت فرد با افراد متجانس و مشابه خود در آن خصيصه يا رفتار شود.

انواع‌ آزمون‌هاي روان‌شناسي
آزمون‌ها را از جنبه‌هاي مختافي طبقه‌بندي مي‌كنند كه به برخي از آنها اشاره مي‌شود:
1. از لحاظ طرز اجراي‌ آزمون،؛‌
بر‌حسب آنكه آزمون چگونه به مرحله اجرا گذاشته شود، آزمون‌ها به دو دسته فردي و جمعي تقسيم مي‌شوند.
الف. آزمون‌هاي فردي
در آزمون‌هاي فردي، تنها آزمايش شونده و آزمايش كننده حضور دارند و آزمايش كننده براي هر فرد جداگانه راهنمايي مي‌كند و نتايج اجراي آزمون را درباره هر فرد به طور مجزا يادداشت مي‌كند. محاسن آزمون‌هاي فردي آن است كه،‌
اولاً، امتحان كننده مطمئن مي‌شود كه موضوع طرز پاسخ دادن به سؤال را فهميده است؛ زيرا در آزمون‌هاي جمعي ممكن است افراد نحوه پاسخ دادن به سؤالات آزمون را كاملاً درك نكرده باشند و از پرسيده نسز به علت وجود اجتماع و يا كم‌رويي و لاحظات ديگر خودداري كنند. ثانيا،ً آزمايش كننده فرصت دارد كه عكس‌العمل‌ها و طرز پاسخ دادن به سؤالات و يا اجراي عملياتي را ملاحظه كند. مثلاً در آزمون‌هاي فردي مكانيكي، كه آزمايش شونده بايد اجزاي متعددي را سوار كند، آزمايش كننده فرصت دارد از راه مشاهده نيز تا حدي در شناسايي فرد توفيق يابد.

ب. آزمون‌هاي جمعي
در آزمون‌هاي جمعي پس از آنكه اجرا كننده، همه ‌افراد آزمايش شونده را به طرز پاسخ دادن به سؤالات آزمون راهنمايي كرد، ‌آزمون‌ها را بين آزمايش شوندگان توزيع مي‌كند و افراد در مدت معيني به سؤالات پاسخ مي‌دهند.حسن آزمون‌هاي جمعي آن است كه، شرايط براي همه يكسان است وعدة بسيار زيادي را مي‌توان در جلسة واحدي آزمايش كرد. در اين صورت، صرفه جويي فوق‌العاده‌اي در وقت و هزينه خواهد شد.

2. از لحاظ فرم و شكل
آزمون‌ها از لحاظ فرم و شكل به سه قسمت تقسيم مي‌شوند.
الف. آزمون‌هاي ابزاري؛ ب. آزمون‌هاي كتبي‌؛ ج. آزمون‌‌هاي شفاهي.
الف.آزمون‌هاي ابزاري
در اين آزمون‌ها،‌ داوطلب يا آزمايش شونده بايد ابزار و يا آلات معيني را سوار كند و يا آنها را بر حسب آنكه چگونه شكلي از او بخواهند درست يا مرتب كند، مانند آزمون‌هاي مكانيكي و يا چيدن مكعب‌هاي رنگي پهلوي به نحو كه رسم معيني را نشان‌دهد.
ب. آزمون‌هاي كتبي
در اين آزمون‌ها، سؤالات نوشته شده است و امتحان شونده بايد به آنها كتباً پاسخ دهد و يا با گذراندن علامت + يا × پاسخ صحيح را مشخص سازد.
ج. آزمون‌هاي شفاهي
آزمايش كننده شفاهاً از داوطلب و يا آزمايش شونده سؤال‌ها را مي‌پرسد و پاسخ را يادداشت مي‌كند.
3. ازلحاظ موضوع
بر حسب آنكه آزمون چه موضوع يا موردي را اندازه‌گيري كند، آزمون‌ها را به چهار دسته تقسيم مي‌كنند.
الف. آزمون‌هاي استعداد
اين نوع آزمون‌ها، استعداد‌هاي فطري و ذاتي فرد مانند استعداد عمومي ‌يا هوش، استعداد فني و مكانيكي، استعداد رياضي و غيره را مي‌سنجد. اين نوع آزمون‌ها را نيز به دو دسته بدني و ذهني تقسيم مي‌كنند: در آزمون‌هاي استعداد ذهني، خصوصيات رواني اندازه گيري مي‌شود مانند: سرعت انتقال يا هوش، حل مسائل و تجسم فضايي. در آزمون‌هاي استعداد بدني، مهارت فطري فرد در به كار بردن اعضاي بدن سنجيده مي‌شود مانند: آزمون هماهنگي چشم و دست.
ب. آزمون‌هاي فراگيري يا معلومات
اين نوع آزمون، معلومات كسب شده و مهارت‌هاي فراگرفته شده را مي‌سنجد؛ يعني آنچه را كه فرد از طريق تحصيل و يا شاگردي تجربي فرا‌گرفته است. به همين جهت آنها را به دو نوع تقسيم مي‌كنند: آزمون‌هاي معلومات، مانند: آزمون معلومات فيزيك. آزمون‌هاي مهارت، مانند: آزمون مهارت در ماشين نويسي و يا مهارت تند نويسي.

ج. آزمون‌هاي شخصيت:

خصوصيات خلقي و رواني و يا حالات و رفتار فرد و يا به عبارت كلي‌تر، تست‌هاي شخصيتي. اين گروه از آزمون‌ها نيز به دو دسته تقسيم مي‌گردد: آزمون‌هاي شخصيت ظاهري و آزمون‌هاي شخصيت باطني. با اين نوع آزمون‌ها،‌ جنبه‌هايي از شخصيت مانند: قبول مسئووليت، رهبري، ثبات و استقامت و نظاير آن اندازه‌گيري مي‌شود.
د. آزمون‌هاي رغبت و علايق
با اين نوع از آزمون‌ها، تمايل و رغبت فرد براي اشتغال به حرف و مشاغل و يا علاقه و دلبستگي او به انواع بازي‌ها و سرگرمي‌ها اندازه گيري مي‌شود.
4. از لحاظ دقت ساخت
آزمون را از لحاظ طرز تهيه و ساختن به دو نوع تقسيم مي‌كنند:
الف. آزمون‌هاي معلم ساخته
اين نوع آزمون‌ها را معلمان و استادان براي سنجش معلومات و اطلاعات دانش‌آموزان و يا دانشجويان در درس‌هايي كه در كلاس داده شده به كار مي‌برند.
ب. آزمون‌ها استاندارد
اين نوع آزمون‌ها، پس از تهيه سؤالات بايد در بوته تجربه و محاسبات آماري قرار گيرد و روايي و اعتبار آنها معلوم شود و براي آنها نُرم فراهيم آيد. آزمون‌هايي كه واجد اين شرايط باشند، آزمون‌‌هاي استاندارد نامنده مي‌شوند.
5. از لحاظ استفاده از كلام
آزمون‌ها را بر حسب آنكه داراي جملات و كلمات باشند و يا فقط از تصاوير و عكس‌ها استفاده كرده باشند، به دو دسته كلامي‌غيركلامي‌تقسيم مي‌نمايند:

الف: آزمون‌هاي كلامي‌
در آزمون‌هاي كلامي از جملات و كلمات براي بيان سؤال و جواب استفاده شده است. از اين رو، آزمايش شونده بايد سواد داشته باشد تا بتواند جملات و پرسش‌ها را بخواند و بدان‌ها جواب دهد. در اين نوع آزمون‌ها، مهارت و تسلط امتحان شونده، در زباني كه آزمون بدان زبان نوشته شده، تأثير بسيار دارد و موجب مي‌شود كه در يك امتحان تستي مثلاً هوش، نتايج آزمايش كاملاً دقيق نباشد. به علاوه، اين نوع آزمون‌ها از درجه تمدن و معارف جامعه متأثرند. به عبارت ديگر، با سطح فرهنگ و دانش مردم يك كشور ارتباط دارند و نمي‌توانند در كشود ديگري مفيد واقع شوند، مگر آنكه با محيط و خصوصيات آن جامعه انطباق داده شوند.

ب. آزمو‌هاي غير‌كلامي‌
اين آزمون‌ها از اشكال و صور گوناگون يا علايم و نشانه‌هاي متنوعي كه با هم ازتباط‌هاي نسبي و يا منطقي دارند. تركيب يافته‌اند. در آزمون‌هاي غير‌كلامي ‌و يا تصويري احتياجي به خواندن و نوشتن نيست و مي‌توان آنها را در كشورهاي مختلف كه زبان‌هاي گوناگوني دارند با تغييرات جزئي به كار برد.

9. سوال‌هاي شخصي ( چك ليست يا فهرست مطابقه)
امام صادق†:«...... ان تطلعه علي سرّك فيكون علمه به كعلمك بنفسك ........»
فهرستي از رفتار‌هاي مختلف است كه در اختيار فرد گذاشته مي‌شود و از او خواسته مي‌شود آنها را علامت زده و در وي هر خصوصيتي وجود دارد مقابل آن علامت بگذارد، پس در چك ليست فرد به كنترل رفتارهاي مطرح شده و علامت زدن مي‌پردازد و به سؤالات پاسخ نمي‌دهد. ‌سؤال‌هاي شخصي شامل سؤالات يا عباراتي است كه به وسيله شاگرد بايد تكميل شود اين سؤالات يا عبارات مربوط به خانه، سوابق خانوادگي و تحصيلي، علايق و رغبت‌ها، فعاليت‌ها وضع سلامتي و بدني، روابط با هم قطاران، حدود آرزوها، توقعات و اطلاعات كلي در زمينه شناسايي است. در حقيقت، ‌سؤال‌هاي شخصي موارد و موضوعاتي را در بر‌دارد كه در كارت پرونده تحصيلي وجود دارد. اما از لحاظ شكل و هدف با هم متفاوتند.

معايب اين روش
1. تشكيل پرونده تحصيلي يك روش طولي و بلند مدت است. اما سؤال‌هاي شخصي اطلاعات را در هر موضوع مشروح‌تر و مفصل‌تر فقط در يك زمان خاص گرد‌آوري مي‌كند و به اصطلاح جنبه مقطعي دارد.
2. از آنجايي كه،‌ پرونده تحصيلي جنبه طولي و تاريخي دارد بنابراين،‌ از وضع كنوني و فعلي دانش‌آموز فاقد اطلاعات كافي مي‌باشد.
3. سؤال‌هاي شخصي در حقيقت نكات مبهم و تاريك كارت پرونده تربيتي و تحصيلي دانش‌آموز را روشن مي‌كند.

محاسن اين روش
1. دانستي‌هايي كه از خصوصيات مراجع به دست مي‌دهد.
2. دقت و صراحتي كه در بيان و توصيف وضع كنوني مراجع دارد.
3. منظر و ديدگاهي كه براي راهنما در جهت تشخيص و تعيين خصوصيات و رفتار مراجع فراهم مي‌كند.
4. فرصت‌هايي كه به مراجع مي‌دهد تا درباره خويش به تفكر بپردازد.